تبليغاتX
سه جلد
هیچ آینه تالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد
 

                                                                                

                  <خلوت گزبده را به تماشا چه حاجت است.>

 موسیقی ایران هیچوقت از یاد نخواهد برد بزرگ مردی را که عاشقانه  زیست . با احساس خواند و قلندرانه نواخت.

بزرگ مردی که نواهایی به یادگار گذاشت تکرار نشدنی و ماندگار

ناصر فرهنگ فر

  چهارم آبان‌ماه 1326 در شهر‌ري متولد و از هفت‌سالگي به نواختن تمبك مشغول شد.

فرهنگ‌فر از سال 1351 به همراه هنرمنداني چون محمدرضا شجريان، محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، داود گنجه‌اي، پرويز مشكاتيان و... برنامه‌هاي متعددي را اجرا كرد. او در سال 1352 به بلژيك رفت و با گروه «موريس ژار» همكاري داشت.قريحه او در خوشنويسي و سرودن ابيات جدي و طنز، كمتر از تمبك‌نوازي وي نيست. بعد از دوران اوج هنري فرهنگ‌فر در آلبوم بسته‌نگار با تار محمدرضا لطفي، وي رفته‌رفته كنج عزلت گزيد و فقط گاهي در محافل خصوصي ديده شد.

استاد ناصر فرهنگ‌فر پنجشنبه 23 مرداد 1376 چشم از جهان فروبست.

ضرب اگر بود مرا جامه درانی زدمی                 باده گر داشتمی رطل گرانی زدمی

ماه و شب را  ز ره  مهر به هم دوختمی          مرغ حق گشتمی  و زار فغانی زدمی

 

یادش گرامی و روحش شاد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 3:7  توسط م.یگانه راد | 
وقتی پرنده ای را معتاد می کنند تا فالی از قفس بدر آرد. و اهدا نماید

آن فال را به جویندگان خوشبختی تا شاهدانه ای به هدیه بگیرد.

پرواز...... قصه ی بس ابلهانه ای است از معبر قفس !!

                                                                 (نصرت رحمانی)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 2:6  توسط م.یگانه راد | 

 

نام اثر : یادگار نیکان

 تکنیک : رنک وروغن اندازه :۵۰*۷۰

اثر : مرتضی یگانه راد

نمایش داده شده در نمایشگاهای ۱۳۷۸ ارسباران ۱۳۸۵و۱۳۸۶ نگارخانه پردیس

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 4:23  توسط م.یگانه راد | 
 

تعریف ساده ی هنر به اعتقاد بندتو کروچه فیلسوف ایتالیایی عبارت است از: دید و شهود .

هنرمند با استفاده از این دو عنصر باعث می شود تا بیننده به پنجره ای که او باز کرده توجه

کند و از آن نقطه بنگرد و همان تصویر را در ذهن خود به وجود آورد.

با توجه به این هنرمندان دنیا سعی داشته اند به گونه های مختلف و با طرز بیان مختلف چیزی هایی

را به بشر نشان دهند یا یادآوری کنند .

حال یک هنرمند ممکن است برای بیان خود هنر سینما را انتخاب

کند یا دیگری نقاشی و یا موسیقی و...

در جایی دیگر کروچه شهود را اینگونه تعریف می کند : شهود عبارت است از ادراک به وسیله رمز.

و می گوید اگر رمز نباشد معنی نیست و اگر معنی نباشد رمز نیست ولی هر دو وجود دارند.

حال شهود زمانی اصیل و حقیقتا هنر است نه یک توده ی نامنظم تصورات که یک اصل حیاتی به آن

روح بخشیده باشد که آن اصل همان عواطف و احساس انسانی است .

با توجه به مطالب نقل شده از این زیبا شناس ایتالیایی می توان گفت رایطه ی بین هنر و هنر مند

به وسیله دبد و شهود ی است که بیانگر احساسات و عواطف او است و هنرمندان مختلف در سراسر

دنیا با نوع زندگی مختلف و آداب و رسوم مختلف و حالات و برداشتهای گوناگون به خلق اثری پرداختند

که احساسات خود را بیان کنند در ایران نیز با تمدنی کهن و آداب و رسومی مختلف همواره شاهد

هنرمندانی بوده ایم که سعی در یاد آوری و حفظ سنت های این خطه از جهان نمودند با بیان های

مختلف.

 باز اشاره می کنم به سخن کروچه که می گوید هنر همیشه غزل خوانی و یا حماسه سرایی

و یا نمایش کشمکش عواطف است .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 4:18  توسط م.یگانه راد |