تبليغاتX
سه جلد
هیچ آینه تالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد
 

فالمان هرچه باشد

- باشد!

حالمان را دریاب

خیال کن حافظ را گشوره ای و می خوانی:

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

نمایشگاه نقاشی و گرافیک

مرتضی یگانه راد و مجید یگانه راد

افتتاحیه: جمعه ۵/۱۱/۱۳۸۶ ساعت ۱۷

مکان: نگارخانه پردیس

جلال آل احمد - خیابان آرش - الوند ۲ - پلاک ۳۰۳

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 6:37  توسط م.یگانه راد  | 

لوح فشرده (شرح دلدادگی )منتشر شد

آهنگساز و نوازنده تار :

فرهاد ریحانی

نوازنده تنبک :

مرتضی یگانه راد

قطعات اجرا شده در این اثر عبارتند از :

۱.هفت ضربی اصفهان
۲.در آمد
۳.پنج ضربی
۴.بیات راجه
۵.چهار مضراب بیات راجه
۶.عشاق
۷.شکوه
۸.نوا
۹.رقص خیال ( تقدیم به دوست عزیزم مرتضی یگانه راد )
۱۰.آواز دشتی
۱۱.شرح دلدادگی
۱۲ فرود ( سوز و گداز )
۱۳ چهار مضراب اصفهان

عرضه لوح فشرده این اثر در فروشگاههای معتبر سراسر کشور .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 1:37  توسط م.یگانه راد  | 

 

                                                                                

                  <خلوت گزبده را به تماشا چه حاجت است.>

 موسیقی ایران هیچوقت از یاد نخواهد برد بزرگ مردی را که عاشقانه  زیست . با احساس خواند و قلندرانه نواخت.

بزرگ مردی که نواهایی به یادگار گذاشت تکرار نشدنی و ماندگار

ناصر فرهنگ فر

  چهارم آبان‌ماه 1326 در شهر‌ري متولد و از هفت‌سالگي به نواختن تمبك مشغول شد.

فرهنگ‌فر از سال 1351 به همراه هنرمنداني چون محمدرضا شجريان، محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، داود گنجه‌اي، پرويز مشكاتيان و... برنامه‌هاي متعددي را اجرا كرد. او در سال 1352 به بلژيك رفت و با گروه «موريس ژار» همكاري داشت.قريحه او در خوشنويسي و سرودن ابيات جدي و طنز، كمتر از تمبك‌نوازي وي نيست. بعد از دوران اوج هنري فرهنگ‌فر در آلبوم بسته‌نگار با تار محمدرضا لطفي، وي رفته‌رفته كنج عزلت گزيد و فقط گاهي در محافل خصوصي ديده شد.

استاد ناصر فرهنگ‌فر پنجشنبه 23 مرداد 1376 چشم از جهان فروبست.

ضرب اگر بود مرا جامه درانی زدمی                 باده گر داشتمی رطل گرانی زدمی

ماه و شب را  ز ره  مهر به هم دوختمی          مرغ حق گشتمی  و زار فغانی زدمی

 

یادش گرامی و روحش شاد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 3:7  توسط م.یگانه راد  | 

وقتی پرنده ای را معتاد می کنند تا فالی از قفس بدر آرد. و اهدا نماید

آن فال را به جویندگان خوشبختی تا شاهدانه ای به هدیه بگیرد.

پرواز...... قصه ی بس ابلهانه ای است از معبر قفس !!

                                                                 (نصرت رحمانی)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 2:6  توسط م.یگانه راد  | 

 

نام اثر : یادگار نیکان

 تکنیک : رنک وروغن اندازه :۵۰*۷۰

اثر : مرتضی یگانه راد

نمایش داده شده در نمایشگاهای ۱۳۷۸ ارسباران ۱۳۸۵و۱۳۸۶ نگارخانه پردیس

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 4:23  توسط م.یگانه راد  | 

 

تعریف ساده ی هنر به اعتقاد بندتو کروچه فیلسوف ایتالیایی عبارت است از: دید و شهود .

هنرمند با استفاده از این دو عنصر باعث می شود تا بیننده به پنجره ای که او باز کرده توجه

کند و از آن نقطه بنگرد و همان تصویر را در ذهن خود به وجود آورد.

با توجه به این هنرمندان دنیا سعی داشته اند به گونه های مختلف و با طرز بیان مختلف چیزی هایی

را به بشر نشان دهند یا یادآوری کنند .

حال یک هنرمند ممکن است برای بیان خود هنر سینما را انتخاب

کند یا دیگری نقاشی و یا موسیقی و...

در جایی دیگر کروچه شهود را اینگونه تعریف می کند : شهود عبارت است از ادراک به وسیله رمز.

و می گوید اگر رمز نباشد معنی نیست و اگر معنی نباشد رمز نیست ولی هر دو وجود دارند.

حال شهود زمانی اصیل و حقیقتا هنر است نه یک توده ی نامنظم تصورات که یک اصل حیاتی به آن

روح بخشیده باشد که آن اصل همان عواطف و احساس انسانی است .

با توجه به مطالب نقل شده از این زیبا شناس ایتالیایی می توان گفت رایطه ی بین هنر و هنر مند

به وسیله دبد و شهود ی است که بیانگر احساسات و عواطف او است و هنرمندان مختلف در سراسر

دنیا با نوع زندگی مختلف و آداب و رسوم مختلف و حالات و برداشتهای گوناگون به خلق اثری پرداختند

که احساسات خود را بیان کنند در ایران نیز با تمدنی کهن و آداب و رسومی مختلف همواره شاهد

هنرمندانی بوده ایم که سعی در یاد آوری و حفظ سنت های این خطه از جهان نمودند با بیان های

مختلف.

 باز اشاره می کنم به سخن کروچه که می گوید هنر همیشه غزل خوانی و یا حماسه سرایی

و یا نمایش کشمکش عواطف است .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 4:18  توسط م.یگانه راد  | 

 

ما ماهی های اوزون برون محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم ! !

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 1:28  توسط م.یگانه راد  | 

 

سوال : ممکن خودتون معرفی کنید؟

جواب : ابدا !

سوال : چرا ؟

جواب : چون انسانم !

سوال : مطمئنید؟

جواب : ابدا

سوال : ما خوشحالیم که اولین و آخرین بازدید کننده از نمایشگاه شما هستیم ... به عنوان یک هنرمند که صداقت روستاییتان زبانزد خاص و عام است . می خواستم بپرسم از کدام تایلو شروع کنیم ؟

جواب : از تابلوی الاغ خاکستری !

سوال : آیا الاغ یک استعاره است ؟

جواب : ابدا !

سوال : پس چرا از دوربین عکاسی استفاده نکردید؟

جواب : چو در آن صورت . الاغ . از نعمت علوفه ی امپرسیونیسم بی بهره می ماند !

سوال : ... و احیانا در گل نمی ماند!

جواب : ابدا ... کشیدن یک سُم با ظرافت طبیعی اش کار سختی ست !

سوال : الاغتان به چه فکر می کند؟

جواب : نمی دانم ...ولی قاعدتا باید به گذشته و آینده اش فکر کند...

سوال : در آینده چه می بیند؟

جواب : کُره هایش را !

سوال : ... و احیانا مرگ ؟

جواب : شاید...

سوال : چرا خورشیدتان سیاه است ؟

جواب : به خاطر کنتراستش با یال و دُم الاغ !

سوال : جاده چه می گوید؟

جواب :هیچ ... !

                                                               (حسین پناهی)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 2:58  توسط م.یگانه راد  | 

نام اثر : نگاهی به تاریخ

(خانه بروجردی های کاشان)

اثر : مرتضی یگانه راد

اندازه : ۱۰۰*۷۰(رنگ و روغن)

نمایش داده شده در :

نمایشگاه های سالهای ۱۳۸۵و۱۳۸۶نگار خانه پردیس

 

در سرزمین ایران . همواره دربسترزمان و پهنه ی مکان

مردمانی بوده اند که خوب می اندیشیدند . خوب می ساختند و خوب می زیستند

و آنگاه که چشم فرو بسته و رخت از این جهان بر می بستند . میراثی ماندگار را

ازخویش به یادگار می گذاشتند. آنچه امروز تحت عنوان میراث فرهنگی نمود عینی و

کالبدی یافته است . تبلور آیین و فرهنگ مردمانی است که تفکر و پژوهش آن انسان

امروزی را مسحور می سازد. هرآنچه از پیشینیان مانده سراسر رمز و راز و شگفتی است.

آنچه مانده کالبدی بی جان نیست و روح حاکم بر آن . اعتقادات . باورها . سنت ها و آیین هر

جامعه است که دست ساخته های آدمی همچون بسیاری زمینه های دیگر محل تجلی آن

است . به این ترتیب حضور این روح جانبخش را در میراث کهن شهری چون کاشان نمی توان

نادیده انگاشت. هر چند که این حضور امروزه به شدت رنگ باخته و در بسیاری از موارد رو به

نابودی می رود .

در کوچه پس کوچه های شهر کاشان که قدم می زنیم شاید اولین چیزی که نگاه را به سو ی

خود می برد خانه های تاریخی و بافت قدیمی این شهر باشد . گشت و گذاردر این مکان ما را

به شگفتی وا می دارد که چگونه آن مردمان درآن سالهای دور . راه پیموده و به اینک رسیدند؟

چطور نیاکان ما به باور هایشان شکل بخشیده اند و آنچه می ساخته اند با اندیشه های هنری

و اعتقادی پیوند داشته است؟ 

اهل کاشانم اما شهر من کاشان نیست   شهر من گم شده است ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 3:55  توسط م.یگانه راد  | 

می نشینم در کنار پنجره و می بینم نعش نفله شده ی خود را که مردم

به روی دست شادو خندان می برند.

گورمن کجاست

گورمن کجاست!؟

آیا من یک تکه زمین سهم دارم دراین دنیایی که مردم می خرند و می خورند که نفله نشوند.

دوستان نقش دشمنان را بازی می کنند که شاید سهمی ازیک تکه ازانگشتان مرا پس از

مرگ با خود ببرند.

خواب دیدم یک روز سوار بر اسب کنار ساحلی می رفتم خانه ای دیدم که درآن صدها پا و

انگشتان دست از طناب رخت آویزان بود . از خواب که پریدم فهمیدم که امروز روز مرگ من

 است. کاش روحم اینقدر خسته و کثیف نبود . کاش کمرم نمی شکست !

من می نویسم به یاد سنگ صد خاطره ی عشق مرده و دوستان در خون خزیده ی کوته فکر

 شبهای سپید خزیده درخاک . به یاد نقش آفرینان پوسیده در روح دشمنی و مرگ و تهی که

 فکرشان در شب پس از ستاره آسمان کوه کودن و عشق هوس باز پرسه می زند.

به ذات بد ذاتان پست صفت قسم اینان هرشب گله ی ماه را به خورشید می کنند و به

 خورشید می گویند دیشب ماه بعد از رفتن تو دیر آمد و زود رفت . گله ی خاک را به زمین    

 می کنند برای این است که خاک هم خسته شده و شاید بعد از من او در کنار پنجره      

بنشیند و نعشش را نگاه کند.

ای مرگ مرا با خود ببر !!

ای مرگ مرا با خود ببر!!

به خورشید بگویید که حرفهایش را با ماه بزند زمین در مورد ماه به او دروغ گفته است.

به ماه بگویید پیش آسمان برود و از خستگی زمین بگوید بلکه باران بیاید و بیاید

و همه ی پلیدی ها را به خاطر عشق سرخورده ی من خاکی پوچ و ستاره ی پشت دیوار

شب و خار بیابان هوس و شهوت و پسران پشت پنجره ی حمام خون شبهای فراق من و دل

همه چیز را بشویدو بشوید

که شاید فرزندم اسیر حرفهای من خاکی پست نشود.(م.ی)

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 3:12  توسط م.یگانه راد  |